loader-img
loader-img-2
  • کتاب برکه شیطان

برکه شیطان نوشته ژرژ ساند انتشارات ورا

هم اکنون غیرقابل سفارش!

معرّفی کتاب برکه‌ی شیطان:

- سال انتشار کتاب برکه‌ی شیطان:

 برکه شیطان (به فرانسوی La Mare au Diable) رمانی است از نویسنده زن فرانسوی ژرژ ساند که در سال 1846 منتشر شد.

 

- سبک داستانی برکه‌ی شیطان و تحلیلی بر آن:

در این رمان از یک سو «مرداب» بود که رسوائی می‌آفریند و از سوی دیگر بانوی مهربان بود که مثل دیگران بازیچه تقدیر است.
این رمان، داستان عاشقانه‌ی شبانی است و داستان آن قدر ناب است که به یک شعر منثور می‌ماند. بعضی از منتقدان ادبی خلقیات ژرژ ساند را با ستایش زندگی روستائی نامتناسب می‌دانند. اما آنان فراموش کرده‌اند که این داستان ستایش زیبائی‌های عشق و زندگی است و با تابلوی غم‌انگیزی که هلبین نقاشی کرده و دهقان بینوائی را در هنگام شخم زدن نشان می‌دهد که مرگ در کنار اوست، تفاوت و تضاد دارد.
این رمان (مخصوصاً صحنه آغازین آن) الهام‌بخش نقاشی رزا بونهور در سال 1849 است.
«برکه شیطان» نخستین و در عین حال بهترین رمان «شبانی» اوست.

 

خلاصه‌ای از داستان:

داستان شب زنده‌داری:
ژرمن، دهقانی است که زنش مرده و با سه فرزند خردسالش تنها مانده است. یکی از خویشانش، بیوه زنی را برای همسری او پیدا کرده که پدرش یک دهقان ثروتمند است و در دهکده‌ای نه چندان دور سکونت دارد. ژرمن سوار بر مادیانش به راه می‌افتد تا به آن دهکده برود و آن بیوه زن را از نزدیک ببیند. پسر کوچکش و یک دختر جوان و فقیر، که قرار است در آن دهکده، به چوپانی گوسفندان گمارده شود، در این سفر همراه او هستند.
اما در این سفر راه را گم می‌کنند و شب را ناچار زیر آسمان پر ستاره و در جنگلی نزدیک «برکه شیطان» می‌گذرانند. در آن شب آرام و اسرار آمیز ژرمن و دختر چوپان، در تاریکی، احساسات قلبی خود را در پرده به همدیگر باز می‌گویند. روز بعد، وقتی به مقصد می رسند ژرمن بیوه‌زنی را که برای او نامزد کرده بودند، می‌بیند و او را ازخودراضی و جلف می‌یابد و به خشم آمده به دهکده خود باز می‌گردد. ماری، دختر چوپان، نیز در آنجا نمی‌ماند و با ژرمن و پسر کوچکش همراه می‌شود. ژرمن و ماری احساس می‌کنند که دلباخته هم‌دیگر شده‌اند و این عشق به ازدواج می‌انجامد.

 

بخش‌هایی از کتاب:

«آن چه زنی را در سن شصت سالگی قابل ترحم می‌کند آن است که همسر هفتاد و چند ساله‌اش نتواند کار و تأمین معاش کند. پیرمرد ناتوان می‌شود وآن وقت زن باید در زمانی که خودش در آستانه‌ی پیری است و نیازمند کسی که به ساماندهی و رفاه او بپردازد، از همسر خود نگه‌داری کند. بدین ترتیب آخر عمرش به نداری می‌افتد.»

«عشق می‌آید و با غافل‌گیر کردنش برایش تسکینی می‌شود زیرا عشق به گونه‌ای دیگر تسکین نمی‌دهد. عشق را وقتی بجویی نمی‌یابی، او زمانی به سراغت می‌آید که انتظارش را نداری.»

«جوان بود و خوش سیما، اما چون می‌خواست بقیه را تحت تأثیر قرار دهد چنان سخنان بی‌مغزی می‌گفت که مورد ترحم می‌شد.»

«خداوند مرگ را برای تنبیه یا جبران سختی‌ها مقدر نساخته است. خداوند زندگی را متبرک کرده و گور نبایست سر پناهی باشد برای فرستادن کسانی در آن که قرار نیست در زندگی خوشبخت شوند.»

 

معرّفی ژرژ ساند:

- ژرژ ساند یا ژرژ سان:

«اُرُر دوپن بارون دو دوان»، معروف به ژرژ ساند (1876-1804)، ماجراهای زندگی پرحادثه و پرجنب و جوش خود را در بهترین اثرش: «داستان زندگی من» (1855-1854)، بازگفته است، داستان عشق‌های این زن با «آلفرد دو موسه» و «شوپن» شهرت جهانی دارد اما...

معرّفی ژرژ ساند و مشاهده‌ی تمام کتاب‌ها

 

ترجمه‌های فارسی از برکه‌ی شیطان:

برکه شیطان، ترجمه روشنک آذری، نشر ورا، شابک: 9786008984047

از این کتاب نسخه الکترونیکی برای ترجمه فوق موجود است.

 

 

تهیه و تنظیم:
واحد محتوا ویستور
عسل ریحانی

 

نظر کاربران :
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای "برکه شیطان" می نویسد