loader-img
loader-img-2
ارسال رایگان برای سفارشات بالای 400 هزارتومان

قصه‌گو نوشته ماریو بارگاس یوسا انتشارات نشرچشمه

5 / -
like like
like like
پیشنهاد ما

عناوین پرفروش

معرّفی کتاب قصه‌گو:

- سال انتشار کتاب قصه‌گو:

قصه‌گو (به اسپانیایی El hablador) نهمین رمان نویسنده اسپانیایی - پرویی ماریو بارگاس یوسا, است که در سال 1987 منتشر شد.

 

خلاصه‌ای از داستان قصه‌گو:

رمان به سه بخش تقسیم شده است. فصل اول و هشتم چارچوب داستان هستند، راوی در مورد بازدید خود از فلورانس در تابستان 1985 به ما می‌گوید. در گذرگاه سانتا مارگریتا، او یک گالری کوچک را کشف میذکند که در آن عکس‌هایی از آمازون پرو که توسط عکاس ایتالیایی گابریله مالفاتی گرفته شده است. بازدیدکننده در عکس‌ها منطقه Nueva Luz و Nuevo Mundo را که چند سال پیش به آن سفر کرده بود، می‌شناسد. یکی از عکس‌ها به‌ویژه توجه او را به خود جلب می‌کند: مردان و زنان ماچیگونگا به صورت دایره‌ای دور یک بلندگو نشسته‌اند. راوی بر این باور است که گوینده، دوست گمشده او، سائول است، که به گروه قومی ماچیگونگا ملحق می‌شد زیرا می‌خواست از سنت انزوا یهودی پیروی کند. این ساختار به راوی اجازه می‌دهد تا مطالعات خود را در مورد سرخپوستان آمازون با تصور دوستش از زندگی در طبیعت مرتبط کند و با این کار او می‌تواند شروع به نوشتن رمانی کند که در آن سعی می‌کند دنیای معنوی فرهنگ‌های بومی را درک و به تصویر بکشد و در عین حال دشواری‌های اجرای آن را نشان دهد. راوی می‌داند که از شش سال پیش که از جنگل‌های آمازون بازدید کرده است، وضعیت بدتر شده است: جنگل‌زدایی، سکونت‌گاه‌ها، اکتشاف نفت، قاچاق مواد مخدر و تروریسم باید بر روی ماچیگونگاس‌ها تأثیر داشته باشد. او سپس به این فکر می‌کند که دهکده‌هایش تا کی دست‌نخورده باقی می‌مانند و ساکنان آن‌ها چگونه به این توسعه واکنش نشان می‌دهند: آیا با شرایط جدید سازگار می‌شوند یا عقب‌نشینی می‌کنند.
فصل‌های دوم، چهارم و ششم در گذشته زمانی اتفاق می‌افتد که راوی و سائول با هم دوست بودند. سائول و راوی در دانشکده با هم ملاقات کردند. پدرش یهودی اروپایی و مادرش کریول بود. او قبل از ورود سائول به دانشگاه مرده بود. شائول با بقیه افراد جامعه متفاوت بود و اغلب توسط مردم مورد آزار و اذیت قرار می گرفت. او در دانشگاه حقوق و قوم شناسی می‌خواند، اما در نهایت به دلیل علاقه بیشتر به جوامع بومی آمازون، تحصیل در رشته حقوق را رها کرد. سائول معتقد است که قوم شناسان مطالعات خود را اشتباه انجام می‌دهند و بومیان را در معرض خطر استعمار دوم قرار می‌دهند. او معتقد است که اقوام نباید مدرنیزه شوند یا مورد مطالعه قرار گیرند.

فصل‌های دیگر، سوم، پنجم و هفتم به اسطوره‌های ماچیگونگا و ماجراهای قصه‌گو با تاسورینچی می پردازند. آنها داستان‌هایی از خاستگاه قبیله و خدایان و شیاطین جهان بومی هستند. قصه‌گو و مردم همیشه در حال قدم زدن هستند. قصه‌گو از شهری به شهر دیگر راه می‌رود و داستان‌های تاسورینچی را تعریف می‌کند. تاسورینچی در اشکال مختلف با نام های مختلف ظاهر می‌شود و در برخی داستان‌ها شباهت‌هایی با جنبه‌های مختلف جامعه مدرن دارد. به عنوان مثال، داستانی در مورد یهوه تاسورینچی وجود دارد که در کتاب مقدس مسیحی مشابهتی با عیسی دارد. چندین داستان خارق العاده وجود دارد، مانند داستانی که تاسورینچی شروع به خوردن یک آهو کرد و همه فکر می‌کردند که او دیوانه خوردن آن گوشت است، اما در نهایت تاسورینچی به آهو تبدیل شد.

 

بخش‌هایی از کتاب:

کف رودخانه در گران‌پونگو، انباشه از اجساد ماست. خیلی از آن‌ها باید آن‌جا باشند. آن‌ها قبلا آن‌جا نفس می‌کشیدند. و بی‌تردید به‌سوی مرگ بازگشته‌اند، خیلی پایین‌تر، صدای ناله آب هنگام برخورد با سنگ‌ها و لبه تیز صخره‌ها شنیده می‌شود. به این دلیل که بالای پونگو در دامنه‌های کوه، هیچ لاک‌پشتی پیدا نمی‌شود. اما هیچ‌کدام از آن‌ها هرگز نتوانسته در جهت مخالف آن آب‌ها شنا کند. آن‌ها که سعی کردند این کار را بکنند، غرق شدند.

آن‌ها هم حالا می‌بایست در کف آب قرار گرفته باشند و صدای برخورد امواج جهان بالا را بشنوند. آن‌جا، جایی است که ما، ماکی گنگاها از آن آغاز کردیم و آن‌جا به پایان خواهیم رسید. این‌طور به‌نظر می‌رسد. در گران‌پونگو. دیگران به جنگ رفتند. راه‌های زیادی برای جنگیدن وجود دارد. آن زمان، کسانی که راه رفته بودند، ایستادند تا نیروی خود را دوباره بازیابند. آن‌ها چنان خسته بودند که به‌سختی می‌توانستند حرف بزنند. در باریکه‌ای از جنگل که به نظر امن می‌آمد، توقف کردند، جنگل را تراشیدند.

کلبه ساختند و سقفی سر هم کردند. این بخش از جنگل در بلندی قرار داشت و آن‌ها فکر می‌کردند که آب‌هایی که کین‌تی‌باکوری، برای غرق کردن آن‌ها می‌فرستد، به آن‌جا نخواهد رسید یا اگر رسید، آن‌ها به‌موقع آن را می‌بینند و می‌توانند فرار کنند. بعد از تراشیدن جنگل و آتش زدن آن، به کاشت کاسابا، ذرت و موز پرداختند. آن‌ها پنبه وحشی هم بود که می‌توانستند از آن کوشما ببافند و بوته‌های تنباکو که بوی آن افعی‌ها را فراری می‌داد.

طوطی‌های بزرگ به آن‌جا می‌آمدند و روی شانه آن‌ها به وراجی مشغول می‌شدند. زنان هنگام زایمان به اعماق جنگل می‌رفتند، خود را می‌شستند و با نوزادهاشان که دست و پا تکان می‌دادند و سرخوش از گرمای ملایم خورشید سروصدا می‌کردند، برمی‌گشتند. ماشکویی وجود نداشت. کاشیری، ماه، هنز هیچ گناهی مرتکب نشده بود. همچنان روی زمین بود و به مردم می‌آموخت چگونه کاسابا پرورش دهند. شاید تخم بد خود را می‌کاشت و آدم‌ها نمی‌دانستند.

به نظر می‌رسید که همه‌چیز به‌خوبی پیش می‌رود. آن‌گاه یک شب، خفاش خون‌آشام، تاسورینچی را که خواب بود، گاز گرفت، دو دندان نیشش را در صورت او فرو برد. حتی وقتی تاسورینچی او را با مشت زد و نگذاشت فرار کند، کافی نبود، ناچار بود خفاش خون‌آشام را تکه‌تکه کند و استخوان‌های نرمش را که مثل تاپاله چسبیده بود، به خود بمالد.

 

معرّفی ماریو بارگاس یوسا:

- ماریو بارگاس یوسا در یک نگاه

خورخه ماریو پدرو بارگاس یوسا (آرکیپا، 28 مارس 1936)، معروف به ماریو بارگاس یوسا، نویسنده پرویی است که از سال 1993 ملیت اسپانیایی نیز داشته است. یوسا یکی از مهمترین رمان‌نویسان و مقاله‌نویسان معاصر به حساب می‌آید، آثار او جوایز متعددی را به دست آورده‌اند اما...

معرّفی ماریو بارگاس یوسا و مشاهده‌ی تمام کتاب‌ها

 

شخصیت‌های اصلی داستان قصه‌گو:

راوی: در کتاب مشخص نشده است، اما زندگی او شبیه زندگی بارگاس یوسا است.
سائول زوراتاس: پسر دون سالومون زوراتاس است. سائول ترکیبی از پرو، یهودی و کرئول است. او در دانشگاه با راوی آشنا می شود و با هم دوست می‌شوند. اشتیاق بزرگ سائول زندگی مردم بومی ماچیگونگا است، به طوری که او به یکی از آن‌ها تبدیل می‌شود: قصه‌گو.

تاسورینچی: شخصیتی است که نام‌های زیادی در کتاب دارد. او قهرمان داستان‌های گوینده است. ارتباط بسیار خوبی بین این دو وجود دارد. تاسورینچی گاهی به صورت یک خدا ظاهر می‌شود، اما هر بار که ظاهر می‌شود ویژگی‌های متفاوتی دارد و آموزه‌های مختلفی را نیز منتقل می‌کند.

 

درون‌مایه‌های رمان قصه‌گو:

1. مدرنیزاسیون و جهانی شدن ، این کتاب جوانب مثبت و منفی مدرنیزاسیون جوامع بومی را نشان می‌دهد.

2. فرهنگ بومی نقش محوری در رمان دارد. از طریق داستان‌های شفاهی گوینده، جنبه‌های فرهنگی مهمی مانند، اعتقادات، سرگرمی و داستان‌ها‌ی آن‌ها روایت می‌شود.

3. چندین جنبه در این کتاب وجود دارد که می‌توان در مقابل هم قرار داد، مانند داستان‌گویی شفاهی و نوشتاری; حقیقت و داستان؛ جامعه و ملت؛ سنت و مدرنیته همه این جفت‌ها هویت آمریکایی اسپانیایی تبار را نشان می‌دهند که ترکیبی از فرهنگ‌ها نیز می‌باشد.

4. یافتن حقیقت.

5.ساختار اثر با استفاده از دو راوی ساخته شده است. اولی مربوط به خود رمان نویس است و دومی یک « قصه‌گو » است.

 

سبک روایت رمان قصه‌گو:

  1. روایت موازی
  2. راوی شاهد
  3. نویسنده راوی
  4. رمان در رمان
  5. فلاش بک
  6. تک گویی خارجی

 

تحلیلی بر داستان «قصه‌گو»:

در طول روایت، دنیای جوامع مدرن با قبایل بومی آمریکایی پرو که اعضای آن به شدت با طبیعت مرتبط هستند و می‌توانند با عناصر طبیعی و همچنین با پرندگان و دیگر موجودات زنده از جنگل ارتباط برقرار کنند، در تضاد است.

 

ترجمه‌های فارسی از رمان «قصه‌گو»:

این رمان با دو ترجمه به زبان فارسی موجود است:

  1. «قصه‌گو» با ترجمه یحیی خوئی از نشر چشمه
  2. «مردی که حرف می‌زند» با ترجمه قاسم صنعوی از نشر توس

 

 

تهیه و تنظیم:
واحد محتوا ویستور
عسل ریحانی

 

ثبت دیدگاه

دیدگاه کاربران

اولین کسی باشید که دیدگاهی برای "قصه‌گو" می نویسد