loader-img
loader-img-2
  • کتاب بیا کنار پنجره

بیا کنار پنجره نوشته رضا براهنی

موجود شد خبرم کن

معرّفی کتاب بیا کنار پنجره:

- سال انتشار کتاب بیا کنار پنجره:

هفتمین مجموعه شعر رضا براهنی به نام بیا کنار پنجره اولین بار توسط انتشارات مرغ آمین در سال، 1367 منتشر شد.

 

معرّفی رضا براهنی:

- تولد رضا براهنی و ریشه تعهد در نویسندگی:

رضا براهنی نویسنده، مترجم، شاعر و منتقد، که از چهره‌های شاخص و آوانگارد در ادبیات معاصر ایران است و همین‌طور از پیشروان جریان ادبی پست‌مدرن در ایران، در 21 آذرماه سال 1314در شهر تبریز چشم به دنیا گشود اما...

معرّفی رضا براهنی و مشاهده‌ی تمام کتاب‌ها

 

رضا براهنی در مورد این کتاب چه می‌گوید:

بیا کنار پنجره می‌توانست مجموعه‌ای باشد سه برابر مجموعه حاضر از حدود پنجاه شعر تغزلی که در سال 66 با انفجاری از درد و اضطراب و غم و شور و شادی بر روی کاغذ جاری شد بیش از دو سومش را کنار گذاشتم چه خاصیت که آدم زخم‌هایش را به رؤیت خلایق برساند همیشه هم الزام ندارد آنچه را که ما درون خود یا درون دیگران تماشا می‌کنیم به برابر تماشا بگذاریم کسی که سوخت سوخته است مولوی گفته است که شعرش فقط رنگ خونش را نشان می‌دهد و نه خونش را.

 

شعری از کتاب:

زمان آن رسیده است/که دوست داشتن/صدای نغز ِ عاشقانه‌ای شود
که از گلوی گرم ِ تو طلوع می‌کند
بیا کنار ِ پنجره
و خضر ِ سبزپوش را که یک‌زمان
بلند وُ تابناک ایستاده بود در چمن
و آبشار ِ سبز ریش ِ او ز شیب ِ سرخ گونه هاش
رسیده بود تا به زیر ِ سینه‌ی قدیم ِ این جهان
و کاسه‌ای ز آب ِ جاودانگی به دست داشت
به من نشان بده
بیا وُ قطره‌ای از آن پیاله را به حلق ِ من فرو چکان
و آفتاب را نشان بده
که می‌لمد به روی سبزه‌های گرم
نسیم را نشان بده
که می‌وزد چنان خفیف وُ نرم
که گوییا نمی‌وزد
مرا به خواب ِ عشق ِ اوّل ِ جوانی‌ام رجوع داده‌ای
به من بگو چگونه این جهان جوان شود
بگو چگونه راز ِ عاشقان عیان شود
عطش برای دیدن ِ تو سوخته زبان ِ من
به من بگو،عطش
چگونه بی‌زبان،بیان شود
تو مهربان ِ من،بیا کنار ِ پنجره
و پیش از آن‌که قد ِ نیمه تیرسان ِ من کمان شود
بهار را به من نشان بده
بگو که سرو ِ سرفراز ِ ما دوباره در چمن، َچمان شود
به چهره‌ها و راه‌ها چنان نگاه می‌کنم که کور می‌شوم
چه مدّتی ست دلبرا،ندیده‌ام تو را؟
تو مهربان ِ من ،بیا کنار ِ پنجره
هلال ِ ابروان ِ خویش را
فراز ِ بدر ِ چهره‌ات،برابرم نشان
که خشکسال ِ شعر ِ من شکفته چون َجنان شود
شکسته بود کلک ِ من،ز یأس ِ بی‌امان ِ من
تو مهربان ِ من،بیا کنار ِ پنجره
که تا به‌جای آن‌که بوریا شود ِنیِ ِ زمانِ ِ من
خورَد تراشِ ِ عشق، ِنیستان ِ من
چو خامه‌ای شود که سرسپردگی ش
سپرده با بَنان شود
نگاهِ آخرینِ ِ من اگر همین روا بوَد
که لحظه‌ای،برای لحظه‌ای فقط
بهار،منظر ِ نگاه ِ من شود
تو مهربان ِ من،بیا کنار پنجره
بهار را به من نشان بده
و پیش از آن‌که شب فرارسد
و عمر،مثل ِ آب ِ جاودانگی
به عمق ِآن محالِ ِ تیرگی نهان شود
تو مهربان ِ من،بیا کنار ِ پنجره
که آفتاب ِ روحِ ِ من عیان شود...

 

 

تهیه و تنظیم:
واحد محتوا ویستور
عسل ریحانی

نظر کاربران :
اولین کسی باشید که دیدگاهی برای "بیا کنار پنجره" می نویسد